![]() |
![]() |
|
| وبلاگ اختصاصي تئاتر فروغ اردبيل |
|
همكاريهاي اعضاء گروه تئاتر فروغ اردبيل تا كنون به شكل حضور شخصي ( انفرادي ) در راديو و تلويزيون و در برنامه هاي نمايشي راديويي و تلويزيوني صورت مي گرفته . اخيرا" گروه با ارائه نمايشنامه هايي جهت توليد تله تئاتر آمادگي خود را براي همكاري مستمر با صدا و سيماي مركز اردبيل اعلام داشته است . نمايشنامه هاي : ماه مهر از سال ۶۰ ( نوشته محمد باقر نباتي مقدم ) - سكانس عشق ( نوشته مجيد واحدي زاده ) به سيماي اردبيل ارائه شده است كه در نوبت توليد قرار دارد و از قرار معلوم توليد آنها به سال ۸۵ موكول خواهد شد . لازم به توضيح است كه طرح نمايشنامه ( مصلوب ) نوشته مجيد واحدي زاده نيز به سيماي اردبيل ارائه شده بود كه مورد تصويب هم قرار گرفته است ، ولي چون متن آن هنوز كامل نشده است . نمايشنامه ( ماه مهر از سال ۶۰ ) جايگزين آن شده است . در همين راستا و ادامه همكاري گروه با سيماي اردبيل ، به درخواست معاونت محترم سيما جناب آقاي هروي تهيه و توليد تئاتر تلويزيوني نمايشنامه ( به گل نشستگان ) نوشته : حسن باستاني كه از مدتها پيش( سال ۸۲ ) توسط آقاي علي دانش جهت توليد به سيماي مركز اردبيل ارائه شده بود و قرار بود دوست عزيزم سيد رضي محمودي آن را كار كند ،( كه به دلايلي تا كنون اين امر تحقق نيافته است ) به گروه تئاتر فروغ اردبيل محول شده است . اين نمايش با بازي : ناصر جعفري ( پير ) - مجيد واحدي زاده ( مرد ژنده پوش ) - محمدرضا خدائي ( مرد دخيلي ) - ژيلا شاهي ( زن ) توليد خواهد شد و در حال حاضر به انتظار ساخت دكور نمايش هستيم و از اسفند ماه ضبط آن را آغاز خواهيم كرد . اين نمايش چند سال قبل در جشنواره سراسري بچه هاي مسجد كه در اردبيل برگزار گرديد توسط ( علي دانش ) كار شده و شركت كرده بود . گروه تئاتر فروغ علاوه بر همكاري در ساخت تله تئاتر ، در نظر دارد در توليد سريال تلويزيوني نيز با سيماي اردبيل همكاري نمايد . در حال حاضر طرح سريال ۳۰ قسمتي براي ارائه به سيما مد نظر است كه به محض ارائه و تصويب آن جزئيات طرح در وب نيز درج خواهد شد . در زمينه تئاتر صحنه اي و از آنجا كه طرح ( هر ماه يك اجرا ي عمومي ) به دلايلي از شهريور ماه امسال ميسر نشد ، البته مشكلات اين اجراها مسائل مالي نيست و بيشتر بي مهريهاي گروههاي تئاتر ي اردبيل بي تاثير در وقفه اين اجرا ها نبود . پس از حضور گروه تئاتر فروغ اردبيل با ۲ كار در جشنواره تئاتر استان اردبيل ( نمايشهاي : بي سرزمين تر از باد - شعبده و طلسم ) و اتفاقاتي كه بر سر نمايش بي سرزمين تر از باد آوردند كه ......... برنامه گروه براي اجراي بعدي طرح پروژه نمايشي ( بانوي نور ) نوشته محمد باقر نباتي مي باشد كه مقدمات توليد اين اثر نمايشي با حوزه هنري اردبيل بعمل آمده است . همچنين متن نمايشنامه اي هم از هنرمند و دوست عزيزم آقاي قدرت ا.. فتحي براي اجرا به گروه پيشنهاد شده است كه در فرصت مناسب به اجرا در خواهيم آورد . ( بانوي نور ) نگاهي دارد به زندگاني و شخصيت بزرگ بانوي عصمت و طهارت ، حضرت فاطمه ( س). اميد واريم كه از انجام اين مهم برآئيم .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 22:32 توسط م.و |
|
|
فراخوان دوازدهمين جشنواره منطقه اي و سراسري تئاتر دفاع مقدس اعلام شد. بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس پس از توقفي يك ساله در برگزاري جشنواره دوازدهم كه به منظور تغيير ساختار كلي جشنوارههاي پيشين و رفع كاستيها و آسيبهاي جدي آن و ايجاد تحول در كيفيت موضوعات و مضامين نمايشي صورت گرفت. معاونت هنري بنياد در فراخواني اهداف خود را از برگزاري اين جشنواره را به شرح ذيل اعلام كرده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 0:2 توسط م.و |
|
|
بالاخره اروپائيها كار خودشان را كردند . شوراي حكام پس از ساعتها اين دست و آندست كردن پرونده هسته اي ايران را به سمت و سوي شوراي امنيت سوق دادند، به طبع اهميت موضوع اين يادداشت را به درج كامل قطعنامه شوراي حكام اختصاص دادم . از سوي ديگر رئيس جمهور امروز دستور داد كه از فردا كليه اقدامات و همكاريهاي داوطلبانه ايران با آژانس به حالت تعليق در آيد . اين در حالي است كه هنوز هم رئيس جمهور سابق ( خاتمي ) معتقد است كه در قبال مسئله هسته اي ايران بايد سنجيده و منطقي و بصورت گفتگو و از كانال ديپلماسي با طرفين اروپايي برخورد كرد . خدا آخر و عاقبت اين هسته اي بازي را به خير كند . دوستاني كه مايل هستند متن كامل قطعنامه شوراي حكام را بخوانند مي توانند اين قطعنامه را در ادامه مطلب بخوانند. شما در مورد آخر اين سناريو چه نظري داريد؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 0:19 توسط م.و |
|
|
فراهاني: هر نسل تئاتري در زمان خود آموختههايي براي عرضه دارد خبرگزاري فارس: بهزاد فراهاني گفت: هر نسل تئاتري كه به صحنه آمده و كار خود را شروع ميكند، خلائي براي تئاتر خالي نميگذارد و نسلهاي تئاتري هميشه كاري براي عرضه دارند. بهزاد فراهاني، بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر در گفتوگو با خبرگزاري فارس بيان داشت: در دوراني نسلهاي جديد و قديم تئاتري از دستاوردهاي يكديگر غافل شدند و روابط به جاي آن كه تاثيرات مثبت بگذارد، تبديل به جناحي و گروهي شد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:34 توسط م.و |
|
![]() در مطب دكتر به شدت به صدا درآمد.
دكتر گفت: «در را شكستي! بيا تو.»
در باز شد و دختر كوچولوي نه ساله اي كه خيلي پريشان بود، به طرف دكتر دويد: «آقاي دكتر! مادرم!» و در حالي كه نفس نفس مي زد، ادامه داد: «التماس مي كنم با من بياييد! مادرم خيلي مريض است.»
دكتر گفت: «بايد مادرت را اينجا بياوري، من براي ويزيت به خانه كسي نمي روم.»
دختر گفت: «ولي دكتر، من نمي توانم. اگر شما نياييد او مي ميرد!» و اشك از چشمانش سرازير شد.
دل دكتر به رحم آمد و تصميم گرفت همراه او برود. دختر دكتر را به طرف خانه راهنمايي كرد، جايي كه مادر بيمارش در رختخواب افتاده بود.
دكتر شروع كرد به معاينه و توانست با آمپول و قرص تب او را پايين بياورد و نجاتش دهد. او تمام طول شب را بر بالين زن ماند؛ تا صبح كه علائم بهبود در او ديده شد.
زن به سختي چشمانش را باز كرد و از دكتر به خاطر كاري كه كرده بود تشكر كرد.
دكتر به او گفت: «بايد از دخترت تشكر كني. اگر او نبود حتما مي مردي!»
مادر با تعجب گفت: «ولي دكتر، دختر من سه سال است كه از دنيا رفته!» و به عكس بالاي تختش اشاره كرد.
پاهاي دكتر از ديدن عكس روي ديوار سست شد.
اين همان دختر بود!!
فرشته اي كوچك و زيبا!!
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 23:38 توسط م.و |
|
|
كنفسيوس :
به جاي آنكه به تاريكي لعنت بفرستيد ، يك شمع روشن كنيد.
وئيس لومباردي :
بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش براي بردن چرا .
مثل آلماني :
افتادن در گل و لاي ننگ نيست. ننگ در اين است كه آنجا بماني.
فلوبر:
خوشبختي يعني هماهنگي با حوادث روزگار .
سارنف :
داشتن پشتكار ، تفاوت ظريف بين شكست و كاميابي است.
لاوس :
وقتي آنچه داريم مي بخشيم ، آنچه نيازمند آنيم دريافت خواهيم كرد.
ارسطو :
عاقل آنچه را كه مي داند ، نمي گويد ؛ ولي آنچه را كه مي گويد ، مي داند.
ابوالعلا :
بايد از بدي كردن بيشتر بترسيم تا بدي ديدن.
منتسكيو :
انسان همچون رودخانه است ؛ هر چه عميق تر باشد ، آرام تر و متواضع تر است.
پرمودا باترا :
مشكلات خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر.
اپيكور:
كسي كه از هيچ چيز كوچكي خوشحال نمي شود ، هيچگاه خوشبخت نخواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:53 توسط م.و |
|
|
ساعت هشت و نيم صبح :
ااز خواب بیدار می شوم ... انگشت پايم مور مور می کند .
فکر می کنم داشتم خواب شنا کردن می ديدم . شايد ماهی کوچکی انگشت پای مرا با کرم سرگردانی عوضی گرفته بود . چشمانم که باز می شود احساس می کنم چراغ های سينما روشن شده است . از پشت پرده پنجره برف می بارد . چه لذتی دارد هم آغوشی با گرمای زير پتو . به سمت راست می غلطم و چشمانم را دوباره با لجاجت بر هم می کشم ساعت ده صبح :
هنوز برف می بارد .
کش می آيم ... روی تخت می نشينم و دستانم را تکيه گاه شانه هايم می کنم . اگر بچه بودم الان صورتم زبر نبود .... اگر صورتم زبر نبود می شد برف بازی کرد . چقدر دوست داشتم امروز که از خواب بيدار می شوم عاشق بودم . عاشق بودن در روزهای برفی خيلی خوب است . چون مردم می گويند وقتی آدم عاشق است مدام گرمش می شود . ساعت دو بعد از ظهر :
موهايم ژوليده است ... پنجه هايم را که فرو می کنم در ميانش گير می کند و اشکم در می آيد .
سرم را زير آب غرق می کنم ... موهايم شنا می کنند .
احساس خيسی دارم .
ساعت چهار عصر :
برف می بارد هنوز .
چترم ملتمسانه نگاه می کند . معده ام قار قار می کند … پاييز چقدر در من نفوذ کرده است ! هميشه تشنه که می شوم بين دو راهی آب سرد و چای داغ زجر می کشم . یخچال خالی است ... مثل مغز من ... قوری نيز همينطور .... ساعت شش و یازده دقيقه عصر :
عجب برف بدجنسی است ، ولی دوستش دارم باز .
چترم نا اميد است . به خيابان نگاه می کنم . دو نفر زير برف به هم چسبيده راه می روند . چقدر اين تصوير برايم گنگ است ! من هميشه به چترم چسبيده بودم . دلم می گيرد اين موقع ها . سرم را می خارانم ... واژه های توی سرم به هم می ريزد . ساعت هشت شب :
برف مثل سگ می بارد .
به خودم می گويم مگر سگ هم می بارد ! بعد به حماقتم می خندم . چقدر خنده خوب است ... کاش يک نفر ديگر هم بود که با من بخندد . مادرم می گفت فقط ديوانه ها تنها می خندند . چترم گريه می کند ... شايد هم برف های ديشب است که در لابلای چترم آب شده است . ساعت ده شب :
برف می بارد هنوز هم .
شام نداريم ... دلم سيب زمينی پخته می خواهد با نمک و چای .
قندان پر از مورچه است .
ساعت دوازده :
تلفن زنگ می زند ... گوشی را بر می دارم .
يک نفر می گويد : فوت چقدر قشنگ و جذاب . دوباره می گويد فوت ... و من می خندم احساس رابينسون کروزوئه را دارم من هم می گويم فوت ياد جشن تولد شش سالگی ام می افتم . صدای بوق ممتد می آيد ... گوشی را می گذارم . چترم خوابيده است . ساعت يک و سيزده دقيقه نيمه شب :
روی تخت دراز می کشم .
حس می کنم انگشت کوچک پايم يک بچه کوچک است که دلش می خواهد انگشت شصت پايم را بمکد خواستم بدهمش نشد ... بيچاره همه چيزهای کوچک که دلشان چيزهای بزرگ می خواهد ... مثل دل من که " تو " را می خواهد امروز کشف کردم رسيدن به دلخواه سخت است حتی اگر چهار انگشت باشد ولی غير ممکن نيست . ساعت سه و نیم صبح :
چشمانم را می بندم ... دوست دارم به چیزهای خوب فکر کنم ... حس می کنم چيزی روی گونه هايم می بارد ... خدا کند برف باشد . شاید خدا با انگشت های مهربانش سقف اتاقم را سوراخ کرده است . برف ها می لغزد به گوشه لب هايم ... چه برف شوری است . کم کم خوابم می برد . صدای نفس های من می آيد . امروز هم تمام شد . خدا را شکر . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 22:52 توسط م.و |
|
|
تفليس
از هر آنچه بعد از پياده شدن از قطار و درگيري با باربران گرجي و مناظر بديع!!!... حاشيه ي شهر تفليس و هزاران دستفروش خياباني وغيره و ذالك كه بگذريم... به آنجا مي رسيم كه اقامت خود را از روز اول دي(22 دسامبر) در تفليس آغاز كرديم. به همت سفير محترم جمهوري اسلامي ايران و موسسه ي علمي- فرهنگي" ايمان" در گرجستان، يك هفته قبل از ورود گروه به شهر تفليس اطلاع رساني و تبليغات نسبتا گسترده اي در مورد اولين گروه تئاتر ايراني كه بعد از 70 سال براي اجراي نمايش به گرجستان سفر مي كرد، صورت پذيرفته بود. به نظر باوركردني نمي آيد كه ارتباط فرهنگي _ هنري ما براي مدت هفتاد سال با كشوري نه چندان دور از ما اينطور دور افتاده باشد. اين يعني كه ملتها با هم غريب باشند. باري, اشتياق هنرمندان، منتقدين، دانشجويان و اساتيد دانشگاه سينما تئاتر تفليس براي ملاقات با گروه ايراني و ديدن نمايشي از ايران پس از 70 سال از همان بدو ورودمان به تفليس كاملا آشكار بود. اسكان گروه به ياري سفارت ايران و موسسه ي "ايمان" در مكاني مناسب از قبل پيش بيني و همه ي هماهنگي هاي لازم انجام پذيرفته بود. باز غيرت ايرانيان دلسوز هنر! شب گذشت و روز شد، و اين روز هشتم بود. دوم دي(23 دسامبر) پس از جابجايي و مختصري چاشت صبح به اتفاق مجيد واحدي زاده كارگردان نمايش و حميد واحدي زاده مدير موسسه ي" ايمان" براي ديدار با سفير ايران در گرجستان جناب آقاي دكترحسن امينيان به محل سفارتخانه رفتيم. استقبالي گرم و صميمي؛ دكتر امينيان و آقاي عسگري معاونت ايشان و همكار پُرتلاششان آقاي صفي خاني دلگرمي خاصي در تفليس به ما دادند. پس از گفتگويي نه چندان كوتاه حول و حوش وضعيت فرهنگي- هنري و اقتصادي- سياسي و ....گرجستان و آگاهي از علاقه مندي مردم اين كشور بخصوص فرهيختگان و اساتيد دانشگاهها به فرهنگ و ادب فارسي بويژه حماسه ي بزرگ شاهنامه ي فردوسي ذوق زده وشگفت زده شديم. آنچه در سرزمين خود كمتر شاهد آن هستيم. دكتر امينيان به ما گفت: " زبان فارسي در گرجستان و در بين اقشار دانشگاهي از محبوبيت خاصي برخوردار است، بطوريكه يكي از رشته هاي ادبي دانشگاهها در گرجستان اختصاص به زبان فارسي دارد و اين بدان معناست كه مردم اين كشور به فرهنگ شرقي و بويژه فرهنگ كشور پهناوري چون ايران گرايش خاصي دارند. افراد تحصيلكرده ي زيادي در گرجستان هستند كه به زبان فارسي كاملا مسلط بوده وحتي در مورد شاهنامه ي فردوسي تحقيقات و تاليفاتي نيز دارند. از جمله خانم ...(كه از بخت بد منِ نويسنده ي بيحواس نامش را از خاطر برده ام) كه بر روي داستان ضحاك شاهنامه كار كرده و كتابي نيز با عنوان "ضحاك در شاهنامه ي فردوسي" به زبان گرجي منتشر كرده است." اينجا را بياد دارم كه خانم مامولاشويلي ايرانشناس و استاد سينما تئاتر دانشگاه دولتي تفليس نيز از جمله ي كساني بود كه بعد از آشنايي با او دريافتيم كه با علاقه ي فراوان به فرهنگ ايران و زبان فارسي، شاهنامه و ايران را خوب مي شناسد و در همين زمينه كتابي نيز در دست تاليف دارد. زهي سربلندي! نمي دانستيم باافتخار سرمان را بالا بگيريم يا ... بگذريم, از آنجاكه مي دانم در كشور فردوسي كمتر كسي را همتِ كارِ شاهنامه است. اولين اجراي گروه درسالن تئاتر سلاطين تفليس بود، بهمين خاطر بعد از ملاقات با سفير براي ديدن سالن و امكاناتش به آنجا رفتيم... غافلگير شديم. بنايي با سن وسال حدود 2قرن در برابر ما بود كه بطرزي هنرمندانه، در اوج سادگي و بدون هيچ گونه نماسازي داخلي و خارجي هزينه بَر، به سالن تئاتري تبديل شده بود شگفت آور در طراحي فضا و صحنه، با امكانات بسيار مناسب و محيطي دلچسب و... فكر مي كنم اگر هيچ جاي تفليس را نديدم، ديدن همان تئاتر سلاطين براي من كافي بود تا لذت اين سفر را هرگز فراموش نكنم. نماي آجري و گچي با فروريختگي هايي در جاي جاي كه استخوان آجري ديوارها را به نمايش گذاشته بود با تزئيناتي بسيار ساده و هنرمندانه از ابزار و ادوات كهنه ي سالهاي دور با فرورفتگي هايي كماني شكل بر ديوارها و نورپردازي شاعرانه، فضايي دلپذير و آرامبخش فارغ از ديوارهاي بلند و ساختمانهاي بيقواره و درهم تنيده ي شهري و ازدحام توده هاي آهن وسيمان در كنار هم, ايجاد كرده بود. اينجا بود كه آرزو كردم اي كاش به جاي آنهمه تجمل گرايي ها و سنگفرش كردن در و ديوارها و كف سالن ها و فرهنگسراها و نصب چلچراغ هاي آنچناني با صرف هزينه هاي گزاف و سرسام آوردر ساخت وساز, كمي هم در عين توجه به كارآمدي به بافت ساده ي سنتي و هنرمندانه مي انديشيديم. بگذريم و خود را بيهوده آزار ندهيم! شروع اجرا ساعت 7 شب بود. بعد از ظهر همان روز به سالن رفتيم. همه ي كاركنان تئاتر سلاطين به كمك ما آمدند و با صميميتي خاص دست دردست بچه هاي گروه به سرعت تمام امكانات مورد نيازمان را فراهم كردند. آنجه كه ما در وطن خود كمتر شاهدش هستيم. در فاصله ي آماده كردن صحنه و در حين تمرين دو شبكه ي تلويزيوني تفليس براي دادن پوشش خبري و مصاحبه با اعضاي گروه با ما همراه شدند.(خانه ي دوست كجاست؟!!! گفتم : بچه ها گويا متاع خود به نزد اهل معرفتش آورده ايم. آن حرمتي را كه پس آنهمه سال و سال و سال... مرارت و سختي در شهر و ديار خود نداشتيم از كثرت نمايشگراني چون ما و بيشترك بخاطر نگاهها و الطفاتهاي اصحاب پشت ميز نشين و اينها وآنها و كه و كه،... اينجا در غربت قريب چه بي پيرايه يافتيم!) كار سفارت جمهوري اسلامي ايران در تفليس در هماهنگي و اطلاع رساني بي نظير بود. اين هم متن كامل خبري كه سفارت ايران منتشر كرده بود: بسمه تعالي خبر سفر گروه تئاتر گروه فروغ جمهوري اسلامي ايران به تفليس(گرجستان) "گروه تئاتر فروغ اردبيل كه زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشورمان فعاليت مي نمايد براي چند شب اجراي نمايش درگرجستان با عنوان"چهره ي ضحاك"( نوشته ي حسن باستاني) كه برگرفته و اقتباسي از شاهنامه ي فردوسي است, به دعوت سفارت جمهوري اسلامي ايران در گرجستان در تاريخ (اول دي ماه) 1384 وارد تفليس پايتخت گرجستان گرديد. گروه 15 نفره ي مزبور به سرپرستي و كارگرداني مجيد واحدي زاده در خلال 5 روز اقامت خود در گرجستان 3 اجرا به نمايش خواهند گذاشت. همزمان با ورود اين گروه شبكه ي اول تلويزيون گرجستان مصاحبه اي با خانم مامولاشويلي ايرانشناس و استاد انستيتوي تئاتر تفلسي و همچنين مدير تئاتر سلاطين راجع به تئاتر در ايران و روابط فرهنگي و هنري دو كشور پخش نمود. اين استاد تئاتر سفر گروه مزبور و اجراي تئاتر در گرجستان را يك رويداد مهم و تاريخي در مناسبات ديرينه ي فرهنگي گرجستان و ايران قلمداد نمود. قبل از افتتاح و اجراي اولين شب نمايش مزبور, شبكه ي تلويزيوني" روستاوي2" با كارگردان و يكي از هنرپيشه هاي گروه( خانم شراره هژبري) مصاحبه اي انجام داد كه قرار است امشب پخش گردد. خوشبختانه با توجه به جايگاه فردوسي شاعر مشهور ايراني و شاهنامه در گرجستان خبر سفر گروه و اجراي تئاتر با استقبال بي نظيري در بين مردم بويژه هنرمندان و ايرانشناسان و اساتيد فارسي زبان روبرو شده است." سفارت جمهوري اسلامي ايران تفليس 1 /10/1384 / در همه ي اطلاعيه هاي سفارت ايران نمايش "اژدها چهرك" با عنوان "چهره ي ضحاك" معرفي شده است.
اجراي شب اول در تئاتر سلاطين تفليس با حضور مقامات فرهنگي, هنري و سياسي ايران و گرجستان صورت گرفت. اجراي نمايش "اژدها چهرك" با استقبال بي نظير تماشاگران روبرو شد. جاذبه هاي نمايش براي مخاطبان بقدري بود كه ساعتها پس از پايان اجرا بحث وگفتگو بين هنرمندان گرجي و اعضاي گروه در سالن انتظارتئاتر سلاطين تفليس با شور و شوق وصف ناپذير و با حضور خبرنگاران و شبكه هاي تلويزيوني گرجستان در جريان بود. شب گذشت و روز شد، و اين روز نهم بود. روز 3دي ماه (24 دسامبر) بازتاب اجراي شب اول و انعكاس آن درتفليس از طرف سفارت ايران چنين گزارش شد: بسمه تعالي خبر اجراي اولين شب نمايش گروه تئاتر فروغ در تفليس "اولين اجراي تئاتر گروه فروغ جمهوري اسلامي ايران شب گذشته در سالن تئاتر سلاطين تفليس كه از سالن هاي قديمي و مشهور تفليس مي باشد به نمايش گذاشته شد. اين اجرا با حضور مقامات فرهنگي و سياسي از وزارتخانه هاي فرهنگ و امور خارجه, اساتيد دانشگاه بويژه اساتيد زبان فارسي و ايرانشناسان, اصحاب هنر, تئاتر و سينما و همچنين منتقدين اين عرصه, محققين و پژوهشگران هنري بويژه دست اندركاران تئاتر گرجي به نمايش گذاشته شد.با توجه به جايگاه شاهنامه ي فردوسي در گرجستان و اجراي تئاتر "چهره ي ضحاك"در تفليس , اين نمايش كه براي اولين بار در گرجستان اجرا مي گرديد, مورد استقبال گسترده ي جرايد و مطبوعات و بويژه رسانه هاي گروهي گرجستان و حضار و شركت كنندگان قرار گرفت. سه شبكه ي تلويزيوني گرجي از اين مراسم فيلم تهيه و با كارگردان و نويسنده و برخي بازيگران آن مصاحبه انجام دادند كه شب گذشته بخشهايي از آنها پخش گرديد.قبل از اجراي اين نمايش خانم مامولاشويلي ايرانشناس و استاد دانشگاه هنر دانشگاه دولتي تفليس به مدت 20 دقيقه در خصوص تاريخچه ي تئاتر و نقش آن در فرهنگ ايران و گرجستان و روابط فرهنگي دو كشور به ايراد سخن پرداخت. سفير و كاركنان نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در تفليس نيز در اين برنامه ي فرهنگي و هنري حضور داشتند. سفير جمهوري اسلامي ايران پس از پايان مراسم از نويسنده, كارگردان و بازيگران گروه مزبور به خاطر اجراي خوب نمايش با توجه به استقبال مخاطبين و حضار تشكر و قدرداني نمود. قرار است عصر امروز در سالن انستيتوي سينما و تئاتر دانشگاه تفليس اجراي بعدي صورت پذيرد. اجراي دوم صرفا به هنرمندان, ايرانشناسان و دانشجويان و اساتيد زبان فارسي در گرجستان اختصاص دارد. اجراي سوم نيز كه به خانواده هاي كاركنان نمايندگي و ديگر نهادهاي تابعه, دانش آموزان مدرسه ي جمهوري اسلامي ايران در تفليس, تجار ايراني مقيم, ايرانيان مقيم و مسلمانان و برخي از دانشجويان زبان و ادبيات فارسي اختصاص دارد, فردا شب در همين سالن برگزار خواهد شد." سفارت جمهوري اسلامي ايران تفليس 3/10/84
اجراي دوم و سوم نمايش در روزهاي 3و 5 دي ( 24 و 26 دسامبر) در سالن انستيتو سينما تئاتر تفليس هم با استقبال خيلي خوبي روبرو شد.بعد از آخرين اجرا در نشستي كه با اعضاي سفارتخانه ايران و اساتيد و مسئولين دانشگاه تفليس از جمله پروفسور Giorgi Margvelashvili رئيس انستيتو و كارگردان برجسته ي گرجي و همچنين دكتر Levan Khetaguri معاونت دانشگاه داشتيم, درباره ي تاثير اين اجرا روي دانشجويان و اساتيد اين رشته حرف و بحث زيادي داشتيم. رئيس انستيتو در مورد اين نمايش گفت: "من ايران را داراي فرهنگ غني و اسرارآميزي ديدم و اجراي نمايش "چهره ي ضحاك" از ايران براي من تازگي جالب و شگفت آوري داشت. تحت تاثير و احساسات قرار گرفتم. براي ما به عنوان اينكه اولين تئاتر را از ايران مي ديديم بار ديگر اطمينان پيدا كرديم كه زبان تئاتر يك زبان كامل است, و مي توان گفت صرف نظر از زبان گفتاري هر ملت هنرمندان به يك زبان سخن مي گويند. تئاتر يك زبان واحد است و اين را اجراي نمايش شما بار ديگر به ما ثابت كرد." در خلال صحبتهاي اساتيد دانشگاه، براي ما خيلي جالب بود كه فهميديم شاهنامه ي فردوسي با عنوان "رستمينه" در گرجستان ترجمه شده و بسيار هم مورد توجه و علاقه ي مردم گرجستان قرار گرفته استهمچنين آقاي شوتا روستاويلي نويسنده ي گرجي نمايشنامه اي با عنوان"پلنگينه پوش" دارد كه درباره ي رستم قهرمان شاهنامه است.(زهي سربلندي! بنازم به قلم و انديشه ي فردوسي!). حرف وسخن زياد بود و فرصت ما اندك و همه ي ما هم خسته. بهمين خاطر قرار شد جلسه اي با حضور رئيس انستيتو, معاونت و نيز خانم مامولاشويلي در فرداي آنروز در محل سفارتخانه ي ايران برگزار شود. و اين فرصت مغتنمي بود تا با فرهيختگان تئاتر گرجستان گپي دوستانه بزنيم. شبها گذشت و روزها گذشت, و اين روز... دوازدهم بود. روز6 دي(27 دسامبر), ساختمان سفارت جمهوري اسلامي ايران با حضور معاون سفير جناب آقاي عسگري و همكارشان آقاي صفي خاني گفتگو و تبادل نظر فرهنگي در زمينه ي تئاتر وسينما از پي گرفته شد. ما براي آنان از تاريخچه ي تئاتر ايران از سالهاي پس از انقلاب گفتيم و از گروههاي متعدد فعال تئاتري و جشنواره هاي مختلف داخلي و بين المللي, از شيوه هاي مختلف كارگردانانمان, از نويسنده هاي جوان, از دانشجويان بي شمار تئاتر, ازفعاليتهاي خانه ي تئاتر و صنوف مختلف آن, از برگزاري فستيوال هاي نمايش عروسكي و از هر آنچه كه طي سالهاي گذشته براي تئاتر ايران اتفاق افتاده بود, و آنچه در حافظه داشتيم... و اينها همه براي آنها عجيب بود. عسگري : " وزارت فرهنگ گرجستان فعالتر عمل كرده و با بخش فرهنگي وزارت خارجه ي گرجستان وارد مذاكره شود." مارگ ولاشويلي(رياست انستيتو): "ما علاقه مند به همكاري دو طرف هستيم.ما در كنار يك كشور بزرگ قرار گرفته ايم كه داراي تمدني عظيم و غني است و ما اطلاعات كافي در اين زمينه از ايران نداشتيم؛ هرچند سوابق تاريخي و اشتراكاتي كه داشتيم نشان مي دهد اثر گذاري هاي اين دو فرهنگ بسيار بالا بوده و اميدواريم كه امروز هم ما بتوانيم مسائل جالبي را در كار فرهنگي _ هنري يكديگر پيدا كنيم. با توجه به نياز هاي انستيتوي سينما تئاتر تفليس، ما علاقه مند هستيم كه از طريق سفارت ايران بتوانيم با فيلم سازان و كارگردانان فيلم هم ارتباط برقرار كنيم. ين يك گام مهم و مثبت براي ما وشما به شمار مي آيد. ما گنجينه اي از فيلم هاي تئاتر در اختيارداريم و براي دانشجويان نمايش مي دهيم تا بدانند در ساير كشورها هنر تئاتر چگونه است و در صورت بوجود آمدن روابط نزديكتر ما مي توانيم اين گنجينه را در اختيار دانشگاههاي شما نيز قرار دهيم. امروز دانشجويان ما مي توانند در جاهاي مختلف از فيلم هاي ايراني و جشنواره هاي فيلم اطلاعات كسب كنند و ما مي دانيم كه فيلم هاي ايراني بسيار موفق هستند،اما اطلاعات كافي در مورد تئاتر ايران نداريم تا بتوانيم به دانشجويان انتقال دهيم. اگر امكاني بوجود آيد تا فيلمها و مجلات تئاتري خود را كه بعنوان ابزار كار آموزش بشمار مي آيند، بدست ما برسانيد، ما مي توانيم اطلاعات تازه اي را در زمينه ي تئاتر ايران به دانشجويان خود منتقل كنيم؛ و اين مي تواند زمينه اي براي مشاركت هاي بعدي بين هنرمندان دو كشور باشد. ما اميدواريم در ابتدا گامهايي هرچند كوچك اما پيوسته برداريم تا فاصله اي نيفتد. شايد صلاح باشد كه ما به فكر بوجود آوردن امكانات بيشتر ي براي اجراي نمايشهاي ديگر هم از شما باشيم و از گروههاي ديگر هم استقبال كنيم, ولي در حال حاضر امكان پذيرش چند گروه در يك زمان را نداريم. مهم ارتباط دائمي است و ما خواهان آن هستيم. همچنين در زمينه ي آموزش هنر تئاتر و فيلم ما مي توانيم تبادلاتي مانند اعزام اساتيد و دانشجويان ،تبادل نظرات درمتدولوژي و شيوه هاي تدريس و همچنين ارايه ي طرحهاي مشترك انجام دهيم. مي توان با ترتيب دادن جشنواره هاي مختلف گامهاي نخستين را برداشت. زبان مشكل خاصي نيست. براي توسعه ي همكاري بين دو كشور و مناسبات آن مهم است كه بتوانيم جوانان را باهم آشنا كنيم، بخصوص دانشجويان هنر را. در آينده نسلهاي بعد به موفقيتهايي خواهند رسيد كه پيشينه ي خوب آن را امروز ما پايه گذاري مي كنيم. انستيتوي ما سالن بزرگي در حال آماده شدن دارد كه مي تواند نه تنها براي اجراي تئاتر بلكه براي پخش فيلم هم مورد استفاده قرار گيرد و ما با كمال ميل حاضر هستيم اين سالن را به يك مركز همكاري تبديل كنيم تا اين ارتباط ممكن شود." ختاگوري(معاونت انستيتو): "بايد به راهكارهاي عملي انديشيد. انستيتوي ما و يك موسسه ي فرهنگي داراي روزنامه اي مشترك است. ما مي توانيم اطلاعات لازم را در زمينه ي هنر ايراني از طريق شما يا سفارت ايران دريافت كرده و به نظر خوانندگان برسانيم. در جلسه ي ديروز اشاره شد كه شايد چاپ برخي اطلاعات مربوط به هنر ايراني در روزنامه ها و كتابچه ها با همكاري خانم مامولاشويلي و سفارت ايران به منظور شناخت فرهنگ ايراني وانتقال اين اطلاعات براي جامعه ي ما مفيد باشد. اينجا نفر دوم سفارت (معاون سفير) در مورد كميسيون مشترك صحبت كردند كه فكر مي كنم بد نيست پيشنهادي به اين كميسيون اقتصادي دو كشور به منظور گرفتن تصميماتي در مورد تشكيل گروههاي مشترك گرجي و ايراني بدهيم و به وظيفه ي خود در قبال طرح گفتگوي تمدنها عمل كرده باشيم. ما مي توانيم گروههاي هنري ايراني و گرجي را پشت ميز گفتگو قرار دهيم و اين زمينه اي شود براي گفتگوي اديان و ديگر گفتگو ها. با توجه به پيشنهادات رئيس انستيتو و معاونت سفارت ايران مي توانيم تسهيلاتي به منظور ادامه ي تحصيل دانشجويان ايراني در انستيتوي هنر گرجستان با هزينه هاي كم قائل شويم. اميدواريم با حمايت هاي سفارتخانه ي ايران گروهي از اساتيد خود را به ايران بفرستيم تا روش تدريس هنر در دو كشور را مورد ارزيابي قرار داده و از فيلم هاي گرجي در دانشگاههاي ايران نمايش دهند تا دانشجويان ايراني نيز از هنر كشور گرجستان اطلاعات لازم را بدست آورد." مامولاشويلي(استاد انستيتو): "كتاب مي تواند معرف تئاتر ايران در گرجستان باشد. ما از دير باز به شاهنامه علاقه داشتيم و از ديدگاه دراماتيك به آن نگريسته و برروي آن كارهاي زيادي انجام شده وپيش نويس كتابي نيز در اين زمينه آماده كرده ايم كه بزودي به چاپ خواهد رسيد. اين از آن جهت مهم است كه ما مي دانيم در دوران هخامنشيان در ايران فرهنگ در اوج خود بوده است. اما اين كه هنر تئاتر در آن زمان در چه حد بوده اطلاعات دقيقي در دست نداريم؛ بسياري از تحليلگران ما معتقدند كه در آن فرهنگ عظيم نمي تواند هنر تئاتر وجود نداشته باشد. البته ما تحقيقاتي در اين زمينه انجام داده ايم كه بيشتر از منابع ادبي است. از هنر قديمي تئاتر نمايشي * هست كه در ايران قديم به اجرا در مي آمده و هنوز در يكي از استانهاي گرجستان اين گونه نمايش ها اجرا مي شود . خوشحال مي شويم اين امكان بوجود آيد كه ما بتوانيم سوابق و اطلاعاتي در مورد تاريخ تئاتر ايران در اختيار داشته و آن را به زبان گرجي منتشر كنيم. با توجه به اينكه من تنها ايران شناس انستيتو هستم, شايد خوب نباشد در مورد تجر بيات و مطالعات خودم صحبت كنم ، و شايد بهتر باشد ما سفر دو هفته اي به دانشگاههاي ايران داشته باشيم تا با كسب اطلاعات پس از بازگشت بتوانيم آن را به دانشجويان خودمان منتقل كنيم. خوب است دانشجويان در فستيوال هاي تئاتر عروسكي و صحنه اي حضور داشته و در آنجا هم بتوانند مشاركت داشته باشند. در پايان از شما صميمانه سپاسگزاري مي كنيم و رضايت كامل خود را از اجراي شما اعلام مي داريم. و اميدواريم اين گام نخست كه با گروه شما آغاز شد هر چه گسترده تر ادامه يابد." * منظور همان تعزيه است كه در روز عاشورا در يكي از مساجدگرجستان اجرا مي شود. بازتاب سفر گروه تئاتر فروغ و اجراي نمايش"اژدها چهرك" در تفليس از سوي رسانه هاي خبري هم خواندنيست. 1. پخش مصاحبه ي استاد انستيتو ي سينما - تئاتر تفليس |